بیدل‌شناسی در تاجیکستان (از استاد عینی تا بابابیک رحیمی )

بیدل‌شناسی در تاجیکستان (از استاد عینی تا بابابیک رحیمی )

پروفسور دکتر عبدالنبی ستارزاده، استاد دانشگاه ملی تاجیکستان، مدیر بخش ادبیات در انستیتو زبان و ادبیات اباعبدالله رودکی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان ،رئیس بنیاد رودکی، عضو صدارت اتّفاق (اتحادیه) نویسندگان تاجیکستان ، و برندۀ جایزۀ ادبی صدرالدّین عینی،است.

پروفسور ستارزاده از چهره‌های شناخته شدۀ ادبی، علمی و دولتی تاجیکستان است او همچنین عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی( ج ا ا ) است.

از ایشان مقاله ای در ششمین عرس بین المللی بیدل دهلوی ارائه شد که جهت مطالعه علاقه مندان در ادامه آمده است. همچنین از پروفسور عبدالنبی ستارزاده در این همایش بین المللی به عنوان یکی از خادمان زبان و ادب فارسی تقدیر شد.

 

 

   بیدل‌شناسی در تاجیکستان (از استاد عینی تا بابابیک رحیمی )        

  آثار و افکار شاعر بزرگ فارسی‌زبان هند میرزا عبدالقادر بیدل (1644-1720) در بین اهل ادب و مردم ماوراءالنهر و خراسان، که با هندوستان رابطه‌های نزدیک ادبی و فرهنگی داشتند،  شهرت و نفوذ فوق‌العاده دارند. سرچشمه‌ها از موجودیّت اوّلین محفلهای بیدل‌خوانیها در این سرزمینها در سده‌های 18 و 19 خبر می‌دهند.

شناخت بیدل در تاجیکستان، که در یک پارة ماوراءالنهر قدیم جایگیر است، در دوران معاصر  در ابتدای سدة 20 آغاز گردیده است و با نام و فعالیّت علمی و ادبی استاد صدرالدّین عینی، ادیب و دانشمند زبردست تاجیک وابسته می‌باشد. نخستین نوشتة او در بارة میرزا عبدالقادر بیدل نامه‌ای بود در جواب به سؤالهای شریک‌درسش در مدرسة بخارا عالمجان ادریس و در شمارة دوّم مجلّة «شورا» در شهر آرینبورگ سال 1912 به زبان تاتاری به طبع رسیده بود. رسالة مختصر ادیب و دانشمند نامی تاجیک عبدالرّئوف فطرت «بیدل»، که سال 1923 در مسکو به زبان ازبکی چاپ شده است، به شهادت بیدل‌شناس نامی تاجیک بابابیک رحیمی تنها «از تصویر یک مجلس بیدل‌خوانی و بیدل فهمی عبارت می‌باشد»

 (بابابیک رحیمی. آشنایی با بیدل. -دوشنبه: عرفان. -2009. -س. 423).

مرحلة دوّم شناخت بیدل در تاجیکستان به سالهای 40-ام سدة 20 راست می‌آید. سال 1940 در کتاب تذکره‌گونة «نمونه‌های ادبیات تاجیک» مقالة شاعران محمّدجان رحیمی و عبدالسّلام دهاتی «میرزا عبدالقادر بیدل» نشر می‌گردد. امّا تدقیقات جدّی، که در این مرحله به وجود می‌آید، تألیفات استاد صدرالدّین عینی «میرزا عبدالقادر بیدل و ایجادیات او» می‌باشد، که در طول سالهای 1946 و 1947 در سه شمارة مجلّة ادبی «شرق سرخ» چاپ شده است. مؤلف تکمیل و تصحیح آن را در سال 1952 به آخر می‌رساند و آن تقریباً یک ماه پیش از مرگ او در سال 1954 با نام «میرزا عبدالقادر بیدل» نشر می‌گردد.

رسالة مذکور تا به حال نه تنها در بیدل‌شناسی تاجیکستان از لحاظ علمی از ارزشمندترین تألیفات به شمار می‌رود، بلکه تأثیر بی‌واسطة خود را در رشد بیدل‌شناسی افغانستان و کشورهای دیگر، از آن جمله ازبکستان، روسیه و غ. گذاشته است. بنا بر معلومات بابابیک رحیمی این «کتاب را شاعر معروف ضیا قاریزاده به فارسی برگردانیده بود» (اثر مذکور. – س. 564) ، اگر چه آن چاپ نشده است، ولی از آن بیدل‌شناسان افغانستانی، مانند صلاح‌الدّین سلجوقی در کتاب «نقد بیدل» (1343/1964) و محمّدهیدر ژوبل مؤلف مقالة «یاد بیدل» (1335/1956) «سخنان استاد عینی را جایی مضموناً و جایی عیناً اقتباس نموده‌اند» (بابابیک رحیمی. استاد عینی و بیدل‌شناسان افغانستان// آشنایی با بیدل. – س. 563-567).  بار دوّم این اثر را، بنا بر نوشتة خلیل‌الله افضلی (خلیل‌الله افضلی. بیدلپژوهی در افغانستان: پیشینه و گستره. سایت مؤسسة مجتمع جامعة مدنی افغانستان) ، شه‌باز ایرج در سال 1384/2005 از سریلیک به فارسی برگردان و نشر کرده است.

مقالة ا. کنیزیف «سرآمد ادبیات تاجیکی (1946) ، رساله‌های ابراهیم مؤمناو «اندیشه‌های فلسفی میرزا عبدالقادر بیدل» (1946) و خالده عینی «بیدل و مثنوی او «عرفان» (1956) و نوشته‌های عبدالغنی میرزایف در کتاب «ادبیات» (1948) و «یک حجّت مهم عاید به تخلّص بیدل» (1958) ، فصل کتاب درسی سعد‌الدّین تاجودّیناو «ادبیات تاجیک» برای صنف 10 (ابتدای سالهای 50 و آخرهای 60-ام سدة گذشته) یا با استفاده از مقاله و کتاب معلوم استاد عینی و یا با هدایت و مصلحت بی‌واسطة ایشان تألیف گردیده‌اند.

ارزش علمی فوق‌العادة رسالة استاد عینی «میرزا عبدالقادر بیدل» را شرق‌شناس معروف روسی اوگینیی برتلس در وقتش سال 1952 در مقدّمه‌ای، که به آن نوشته است، خیلی خوب تأکید نموده بود. او از جمله گفته بود، که «این کتاب، پیش از همه، یکمین آچیرک/رسالة/ مفصل حیات بیدل است، که در اساس مأخذهای گوناگون تاریخی، از یک طرف، و بیشتر، در اساس گفته‌های خود شاعر، از طرف دیگر، ترتیب داده شده است. این آچیرک/رساله/یک قطار کج‌فهمیهای را، که قریب در هر یک اثر عاید به بیدل دیده می‌شود، برطرف می‌نماید».

استاد عینی با تألیف این رسالة ارزشمند خود در بارة زندگی، آثار و افکار «ادیب دشوارپسندی» (اوگینیی برتلس) مثل میرزا عبدالقادر بیدل نه تنها روند تشکّل و تحوّل بیدل‌شناسی در تاجیکستان و کشورهای شوروی  سابق را تمامی بخشید، بلکه بار نخست نمونة اثرهای منظوم و منثور او را با تصحیح و شرح لازمة لغات به الفبای سریلیک آماده کرد و دسترس علاقه‌مندان و مخلصان بی‌شمار آن گردانید. و با همین زمینة معتمدی را برای تحقیق، شناخت همه‌طرفه و درک درست ویژگیهای آثار و افکار او برای مرحله‌های بعدی مهیا ساخت.

استاد عینی با فروتنی، که به او خاص بود، رساله‌اش را با سخنان زیرین به پایان رسانیده است: «ایجادیات بیدل مانند یک بهر است. این کار ما در راه تدقیق وی مانند آن است، که کسی با زورقی کنارهای آسان‌گذر بهر را سیر کرده باشد». ولی در اصل مؤلف «میرزا عبدالقادر بیدل» بهر بی‌کنار آثار بیدل را با مهارت شناوری بی‌مثلومانندی سیر نموده است و دردانه‌های نایاب آن را به مخلصان سیرشومارش عرضه داشته است.

او امید داشت، که در آینده تحلیل و تدقیق درست آثار و افکار بیدل «جوانان پُرمعلومات را» منتظر است. خوشبختانه، انگونه جوانان پُرمعلوماتی، که عمر خود را به تحقیق و نشر آثار این ادیب بزرگ فارسی‌زبان هند بخشیده‌اند، در تاجیکستان در آخر سالهای 70 و ابتدای 80-ام عصر پیشین قدم به میدان بیدل‌شناسی گذاشتند. دانشمندان نامی تاجیک سبحان امیرزاده، زنده‌یاد صحاب‌الدّین صدّیق، شادروان محمّدنسار افصحزاد،  بابابیک رحیمی، نورعلی نورزاد در جملة آنها بودند.

فعالیّت علمی و عملی آنها در زمینة بیدل‌شناسی در آخر سالهای 70، 80 و 90-ام سدة 20 و ده‌ساله‌های اوّل سدة خخ1 گواهی از آن می‌دهد، که بیدل‌شناسی در تاجیکستان به مرحلة نو خود-مرحلة کمالات رسیده است. و ویژگی و افضلیّتهای این مرحله بیشتر و بهتر از همه در فعالیّت بیدل‌شناس نامی تاجیک بابابیک رحیمی تجسم یافته است.

فرق او از بیدل‌شناسان دیگر در آن است، که موصوف از آغاز فعالیّت علمی خود تا آخرین لحظه‌های زندگی‌اش (7 ژانویه 2023) تنها با تحقیق و نشر آسر بیدل مشغول بود. اگر تاریخ تألیف اوّلین مقاله‌ها او را در زمینة بیدل‌شناسی به اعتبار بگیریم، برای مثال «چهارعنصر بیدل» (1979) و «تحقیق نظم بیدل» (1980) ، وی زیاده از 40 سال بیدل‌شناسی می‌کرد. و در این مدّت توانسته است، که در زمینه کارهای ارزندة زیرین را به انجام برساند:

  1. بازسازی زیستنامة «نسبتاً دقیق و مکمّل» (بابابیک رحیمی) میرزا عبدالقادر بیدل، که آن را دفتر مجلّة «صدای شرق» در طول چار سال-2011-2014 دسترس مشتریان و علاقه‌مندان گردانید و در نهایت در تکنویس“زندگینامة بیدل” (دوشنبه، 2017) به طبع رسید.
  2. مشخّص و مقرّر نمودن آثار واقعی بیدل و انتساب اثرهایی، که به او نسبت داده می‌شوند.
  3. نسخ‌شناسی آثار بیدل («نسخه‌ای از دیوان بیدل» (1990)؛ «چند سخن در بارة بعضی نسخه‌های خطّی آثار بیدل» (2007) و غ .).
  4. شرح شصت غزل بیدل در رسالة همنام (2004).
  5. تهیه و نشر جلدهای 5، 6، 7 و 8 «آثار» عبدالقادر بیدل (1993-2016) ، که شامل مثنویهای «طلسم حیرت»، «محیط اعظم»، «تور معرفت»، «عرفان»، «رباعیات»، «قصاید، مقطّعات و مثنویهای خرد» می‌باشند.
  6. انتخاب، تهیه و نشر یکصد و یازده غزل نامطبوع بیدل در اساس چاپ عکسی نسخة خطّی ش 3656 کتابخانة رضا-رامپور هندوستان («صدای شرق ”. -2015-2016).
  7. آغاز بحث علمی در بارة ویژگیهای زبان، بیان و سبک بیدل («تأمّلی در سبک بیدل» (2002) ، «مقدّمه به «شرح شصت غزل بیدل» (2004).

ارزش علمی و عملی فوق‌العادة فعالیّت بیدل‌شناسی بابابیک رحیمی در زمینه‌های هم تدقیق و هم نشر در آن است، که او این کار را پس از آموزش و معرفی همه‌طرفه و نکته‌سنجانة تمام آثار منظوم و منثور بیدل و نسخه‌های آنها در کتابخانه‌های دنیا، تحقیقات خرد و بزرگ و نشرهایی، که در هند و پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ایران، روسیه و کشورهای دیگر شوروی  سابق شده‌اند، انجام داده است. بینبر این کارهای او در بیدل‌شناسی، از یک‌طرف، یک نوع جمع‌بست برد و باخت بیدل‌شناسی جهان باشد، از طرف دیگر، بازیافت و دستاوردهای او را در بر می‌گیرند.  از جملة خدمتهای ارزندة محقّق در روشنی انداختن به «لحظه‌های تاریک و بحث‌ناک»، «پهلوهای ناروشن، نکته‌های دقیقنشدة» زندگینامة ادیب و میراث او اینها می‌باشند:

-وطن گذشتگان او بودن فارس و از آن جا رفتنشان اوّل به ماوراءالنهر و سپس به بنغالة هندوستان (نه بدخشان افغانستان، نه شهرهای بخارا و سمرقند و  شهرِ سبز)؛

-در ولایت بهار سپری شدن زمان کودکی و نورسی شاعر (نه در اکبر‌‌آباد)؛

-در شهر پتنه تولد شدنش (نه بخارا)؛

-«عبدالخالق» بودن نام پدرش (نه یوسف‌الدّین و نه میرزا عبدالله)؛

-در اوّل «رمزی» تخلّص داشتن شاعر و بعداً انتخاب نمودن تخلّص «بیدل» (نه «میرزا»)؛

حتمال زیاد زبان مادری او بودن «هندوستانی یا خود هندوی، که…امروز با نام «اردو» یاد می‌شود»؛

-سبب پس از مرگ پدر محض به تربیة عمکش میرزا قلندر گذشتن شاعر؛

– سبب ترک تحصیل نمودن او از بی‌بضاعتی و پریشانی روزگار؛

– ملازمت بیدل در نزد میرزا سلیمان؛

-مدّت خدمت شاعر در حضور اعظمشاه و سبب ترک خذمت نمودن او؛

-میرزای دربار اورنگزیب نبودن بیدل؛

-به دکن، هرات، بخارا، کشمیر، سرهند و مولتان و کعبه نرفتن بیدل؛

-به جز عبدالخالق فرزند دیگر نداشتن شاعر؛

-بخش مقدّماتی «عرفان» بودن مثنوی «مرآت‌الله»؛

-جزئی از مثنوی «محیط اعزم» بودن «بهاریة میرزا بیدل» و «سوگندنامه» («قسمیه» یا «قسمیات»)؛

-جزئی از عنصر سوم «چهارعنصر» بودن رسالة منثور «سرمة اعتبار»؛

اثر گمشده نبودن مثنوی «گل زرد»، که در اصل عنوان پیشینة اثر معلوم و مشهور شاعر «تور معرفت» می‌باشد؛

-نام دیگر قصیدة عرض حال شاعر بودن «شب برات» (یا «چراغان دهلی»)؛

-مثنوی با نام «سیر باغات گوجرات» و رساله‌ای زیر عنوان «مجالس بیدل» نداشتن او؛

شتباهن به میرزا عبدالقادر بیدل نسبت دادن مثنوی «نگارستان» شاعر عصر 17 هندوستان چندرمن بیدل (17) و «توهفتوزّاکیرین» و «رساله در عروض» شاعر عصر 19 ایران میرزا‌محمّد بیدل مازندرانی،  «بهر طویل» میرزا رحمت کابلی و غ.

بابابیک رحیمی به این دستاوردهای واقعاً نظررس علمی در بیدل‌شناسی محض به شرافت سرسپردگی، زحمتکشی خستگی‌ناپذیر و صبر و تحمل بی‌اندازة پیوسته، همچنین دقیق‌کاری و ریزه‌کاری فوق‌العاده‌اش، داشتن معلومات فراگیر در بارة ادبیات فارسی تاجیکی و هند موفق گردیده است. بنا بر این کسان بوالهوس و تصادفیی را، که هوس شناخت بیدل، آثار و افکار آن را دارند، ولی با آشنایی رویکی با یک-دو اثر شاعر و ورق زدنی چند مقاله و تألیفات محدود در بارة او قناعت کرده‌اند و یا بدتر از همه «نخوانده و نیاموخته»، بی‌خبر از آثار بیدل و تألیفات بیدل‌شناسان و بدون همه گونه تفتیش و تحقیق چند «اندیشه و ملاحظه‌های بی‌بنیاد، محاکمه و خلاصه‌های بی‌دلیل» بیان داشته‌اند، گذشته از این به جایی بازگویی واقعیت «به دروغگویی و یاوه‌بافی» مشغول شده‌اند، نمی‌پیسندد، در باره‌اشان سخت می‌گوید و گفته و نوشته‌هایشان را آشکارا «غلط»، «دروغ، دروغ محض» می‌خواند. آنها را برای با دلیل و عالمانه سخن کردن، به انصاف دعوت می‌نماید. و در ضرورت با بیدل‌شناسان نامی، از جمله استاد عینی، عبدالرّئوف فطرت، اوگینیی برتلس، عبدالغنی میرزایف، محمدرضا شفیعی کدکنی، صلاح‌الدّین سلجوقی، محمّد ابدوهمید اسیر، عبدالغنی، کاشی ناته پندیت، غضنفر علی‌اف و دیگران  بسیار بمورد و عالمانه به بحث می‌درآید و اشتباههای آنها را آشکار می‌سازد.

باعث تأسّف است، که این خدمت داوطلبانه و فداکارانة بابابیک رحیمی در تحقیق، نشر و شرح آثار شاعر بزرگ فارسی‌زبان هند میرزا عبدالقادر بیدل، چنان که می‌باید، تا حال نه در تاجیکستان و نه در خارج از آن نقد و ارزیابی گردیده است. حال آن که تحقیقات ارزشمند او «آشنایی با بیدل» (2009) ، «شرح شصت غزل بیدل» (2004) ، «زندگینامة بیدل» (2017) ، “توصیف آثار بیدل” (2018) ، نشر صحیح مثنویهای شاعر «طلسم حیرت»، «محیط اعظم»، «تور معرفت»، اثرهای منثور او «رقعات»، «چهارعنصر»، «نیکات» و غزلیاتش سزاوار آن می‌باشند، که در هندوستان، پاکستان، افغانستان و ایران روی چاپ را ببینند و دسترس همة بیدل‌شناسان و مخلصان اشعار شاعر شوند.

دسامبر 2025 شهر دوشنبه ،

.

 

 

  • برچسب ها:
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.