
یکی از برنامه هایی که به مانند اهدای جایزه عرس بیدل اولین بار بصورت مجزا در ششمین عرس بین المللی بیدل دهلوی برگزار شد. شب شعر قول و غزل با حضور شاعران نامدار ایران و چند کشور مهمان بود.
این مراسم ساعت 6 عصر روز دوشنبه 22 دیماه 1404 در سالن همایشهای هتل لاله تهران اجرا شد.
در شب قول و غزل بنیاد بیدل دهلوی شاعران ایرانی و غیر ایرانی گرد هم جمع شدند و لحظات دلنشینی برای مخاطبان شعر فراهم کردند. شاعران ایرانی حاضر در این نشست عبارت بودند از: استاد علی معلم دامغانی، دکتر علیرضا قزوه، ناصر فیض، میلاد عرفان پور، عبدالرحیم سعیدی راد، محمدجواد آسمان، فریبا یوسفی، و هادی سعیدی کیاسری
شاعران غیر ایرانی حاضر در نشست شب” قول و غزل” از این قرارند: پروفسور جعفر محمد ترمذی از ازبکستان، دکتر رائد قریشی از افغانستان، احمد شهریار از پاکستان، دکتر ضمیره غفار آوا و شاه منصور شاه میرزا از تاجیکستان.
در این مراسم ابتدا هادی سعیدی کیاسری شاعر و رییس بنیاد بیدل طی سخنان کوتاهی گفت: امسال با توجه به اینکه ما از کشورهای مختلف جهان علاوه بر بیدل پژوهان و استادان زبان و ادبیات فارسی از شاعران مطرح کشورهای مختلف دعوت کردیم که در این مراسم شب شعر جهانی برگزار کنیم. اما به دلیل مشکلاتی که سر راه مهمانان قرار گرفت بیشتر مهمانهای ما بخصوص شاعران نتوانستند در این جمع حاضر باشند. علی رغم تلاشی که بنیاد بیدل بخرج داد یعنی تمام مقدمات سفر ازجمله ویزا و بلیط رفت و برگشت برای این مهمانها تهیه شده بود اما از حضورشان بی نصیب ماندیم. من فقط اسامی شاعرانی که بنا بود در این محفل حاضر باشند و این اتفاق نیفتاد را نام می برم؛ که چقدر برای برگزاری این شب شعر تلاش کرده بودیم. استاد ناصرالدین بوشقیف شاعر ، نقاش و نویسنده و کارگردان و نمایشنامه نویس از کشور مراکش. ایشان در فرانسه زندگی می کنند و جزو پایه گذاران تئاتر در فرانسه هستند. استاد بوشقیف دو کتاب از مجموعه آثار بیدل را ترجمه کردند که در عرس ششم رونمایی شد. شاعر بعدی دکتر عبدالهادی سعدون؛ شاعر منتقد و مترجم زبان اسپانیایی. استاد سعدون رییس جشنواره جهانی شعر مادرید و استاد دانشگاه در همین شهر هستند. دکتر سعدون هم اشعار بیدل دهلوی را به زبان اسپانیایی ترجمه کردند که به همت بنیاد بیدل چاپ و در صحن ششمین همایش بیدل رونمایی شد. شاعر و مترجم بعدی استاد محمدامین الکرخی هستند که نامی آشنا برای شاعران و ادیبان ایران است. ایشان علاوه بر شعر جزو مترجمان نامدار جهان عرب هستند که اشعار بیدل را به زبان عربی ترجمه کردند. و مانند کتابهای دیگر ترجمه شده در ششمین همایش بین المللی عرس بیدل رونمایی شد. علامه احمد جاوید ادیب، فیلسوف و یکی از بزرگان شعر اردو که بیش از 60 سال است در پاکستان حلقه شعر دارد و شاگردان بسیاری تربیت کرده است. استاد عبدالرزاق ربیعی شاعر بزرگ عمانی یکی دیگر از مهمانان ششمین عرس بیدل بودند که نتوانستند در این محفل حضور داشته باشند. از استاد عبدالرزاق ربیعی دو مجموعه شعر پیش از این در ایران ترجمه و منتشر شد. خانم دکتر جمانة سليم إبراهيم الطراونة شاعر مطرح اردنی که جوایز بسیاری در جهان عرب و کشورهای دیگر دریافت کرد، یکی دیگر از شاعران مهمان عرس بیدل بودند که علی رغم تلاشی صورت گرفته، نتوانستند در این محفل حاضر باشند. استاد علی بن نخی شاعر مطرح کویتی که استاد آدونیس برمجموعه او مقدمه نوشته است، یکی دیگر از شاعران مهمان شب قول و غزل بودند. همچنین شاعر نام آشنا استاد سیدرضا محمدی که جزو برگزارکنندگان عرس بودند و در راه برگزاری همین عرس هم بسیار زحمت کشیدند از جاماندگان این محفل ادبی بودند.

جناب آقای کیاسری در پایان غزلی از بیدل دهلوی را برای شاعران حاضر در محفل شب قول و غزل خواندند.

میلاد عرفان پور نخستین شاعری بود که برای شعر خوانی دعوت شد وی ضمن اظهار شادمانی از حضور استاد علی معلم در این محفل چند رباعی تازه برای حاضران خواند، عمده شعرهای عرفان پور در قالبهای سنتی بخصوص غزل و رباعی است. اما از نظر مضمونی شعرش متعهد و ملتزم است و به مفاهیمی چون مقاومت و حماسه دلبستگی خاصی دارد:
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است
*
رود است علی،پاک و زلال است و روان
کوه است علی،که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پا برجا
من کوه ندیده ام چنین در جریان
*
در ادامه مراسم مجری از استاد دکتر جعفر محمد ترمذی از ازبکستان دعوت کرد تا شعرشان را قرائت کنند.

استاد ترمذی غزلی دلنشین در باره زبان فارسی خواندند که گویش و لهجه فارسی ایشان یادآور تاریخ پرشکوه زبان فارسی در سمرقند و بخارای شریف بود، استاد جعفر محمد قبل از شعر خوانی گفتند که همانگونه که از نامم پیداست من از شهر تاریخی ترمذ ازبکستان هستم که در کنار شهر های دیگر این کشور مانند سمرقند و بخارا شور زبان فارسی در آن جریان دارد. وی گفت از من پیش از این دو مجموعه شعر در جمهوری اسلامی ایران به زبان فارسی منتشر شد.
دست بر دعا بردم ، دشت هر دو کف تر شد
از قفس رها شد دل ، پر گشاد و کفتر شد
شرح بیتو بودن را، شب به گوش گل گفتم
پرده پرده بالا رفت ، گوشِ شش فلک کر شد
یک سحر شدم غایب ، در حقیقتت ای دوست
هر درخت عاشق شد، هر گیاه جعفر شد
*

پس از ایشان ناصر فیض شاعر و طنز پرداز، ضمن اظهار شادمانی از برگزاری چنین محفلی، شعری در وصف وطن و یک شعر طنز خواندند:
کودکی سوخت در آتش به فغان، هیچ نگفت
مادری ساخت به اندوه نهان، هیچ نگفت
پدر پیر شهیدی که به عشق ایمان داشت
سوخت از داغ پسرهای جوان، هیچ نگفت
دختر کوچک همسایۀ ما پر زد و رفت
دل آیینه شکست و کس از آن هیچ نگفت
وقتی از شش جهت آوار تبر میبارید
مردی از حنجر نامرد جهان هیچ نگفت
وطنم زخمی شمشیر دو صد حادثه گشت
باز با این همه از زخم زبان هیچ نگفت
آن طرفتر، پس دیوار بلند تردید
شاعری بود که با طبع روان هیچ نگفت
خاک خوبم، وطنم، در گذر از آتش و دود
آب شد، آب، ولی از غم نان هیچ نگفت
*
عبدالرحیم سعیدی راد شاعری که در سرودن شعرهای در قالب کوتاه تخصص دارد چند شعر در وصف حماسه سازان دفاع مقدس خواندند:
ماه بر رود نشست
مثل خمپاره ی 60
که نمازم را ناگاه شکست
*
زمین جای مردن نیست
می خواهم
همچون خورشید
شهیدی باشم
بردوش ابرها
احمد شهریار شاعر خوش ذوق پاکستانی که سالیان درازی است در ایران سکونت دارد در شب قول و غزل عرس بیدل بنا بود ترجمه شعرهای اردوی استاد احمد جاوید شاعر نامدار پاکستانی را بخواند.

شهریار ابتدا دو غزل از سرودهای خودشان درباره زبان فارسی و بیدل دهلوی خواندند و در ادامه ترجمه چند شعر کوتاه از علامه احمد جاوید را برای حاضران قرائت کردند:
من نیستم آنجا که عدم عینِ حضور است
عنقا ز منِ گم شده صد مرحله دور است
آن دل که جگر خون نتوان شد، دلِ خاک است
و آن لب که سخنساز نگردد، لبِ گور است
آنجا که مهیّاست مرا گوشِ شنیدن
آهنگِ سکوتم چه کم از شورِ نشور است؟
این خال و خدت باعثِ حیرانیِ کس نیست
خود را عبث آراستهای؛ آینه کور است
هر ذرّه زند کوسِ أناالشّمس و أناالعشق
باری، مژه بر هم نزنی! وقتِ ظهور است
دکتر علیرضا قزوه یکی دیگر از شاعرانی بود که در شب قول و غزل عرس بیدل ضمن تجلیل از برگزاری چنین مجلس باشکوه و به یادماندنی و همچنین کنگرههای عرس بیدل گفتند: جناب کیاسری در حقیقت بیدل را در سرزمین ما احیا کردند و نعمت بزرگی برای شاعران ماست که با شناخت شعر و اندیشه بیدل بتوانند افق های جدیدی در شعرشان گشوده شود.

قزوه در ادامه شعری درباره شکوه ایران برای حاضران خواندند:
اگر عاشقی عشق را یاوری کن
جهان را پر از نعرهی حیدری کن
ندیدی که ضحاک لشکر کشیده است؟
الا کاوهی عشق، آهنگری کن
اگرچند آشوب آخرزمانی ست
توای خصم! این فتنه با دیگری کن
نشد دین و فرهنگ ما را بگیری
تو بی دانشا! همچنان کافری کن
شرورا! در آشفته بازار دنیا
تو هر روز شر میخری، شرخری کن
الا کاسب خون طفلان غزه!
امام شهیدان ما! زنده باشی
تو بر امت عشق پیغمبری کن
نزیبد کسی رهبری را چنان تو
تو ایران فرزانه را رهبری کن
سخنهای نغز حکیمانهات را
به ما گاه گاهی تو یادآوری کن
تو ایرانی و سرور روزگاری
تو ایران من! بر جهان سروری کن

خانم فریبا یوسفی یکی دیگر از شاعران حاضر در محفل شب قول و غزل بودند، فریبا یوسفی برنده جایزه شعر پروین اعتصامی است. ابیاتی از شعر فریبا یوسفی:
حرف از اشاره رفت، سخن آمد
ما جان گرفت و جانب من آمد
حسی غريب سوی وطن آمد
شرم و حسد به صورت زن آمد
آن جان رفته باز به تن آمد
صد بار توبه كردم و ديگر … نه!
گفتند بیترانه به سر! كردم
گفتند رود باش و گذر! كردم
با كوچ تا هميشه سفر! كردم
هر شب به سيل اشك سحر! كردم
بحريست بحر عشق … خطر! كردم
من ترك عشق و شاهد و ساغر… نه
ردّ و قبول و هرچه دگر … باشد!
مانند چشم عشق كه تر باشد،
بايد هنر برای هنر باشد
آن خاك، كيمياست، نه زر باشد
حتی اگر به لطفِ نظر باشد
با خاك كوی دوست برابر؟… نه
با هر نسيم، روح چمن، تسليم
مانند شاعران به سخن تسليم
در جنگ تن به تن، همه تن تسليم
من يك زنم، طبيعت زن؛ تسليم
من يک قبا و حمله به من؟… تسليم
محتاج جنگ نيست برادر! نه
*

استاد علی معلم دامغانی شاعر و ادیب گرانقدر همروزگار ما که سبکی خاص در سرایش مثنوی های بلند دارد، بیشتر دلبسته ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی است نیز در محفل شب قول و غزل دقایقی در اهمیت شعر بیدل سخن گفتند و ابیاتی از این شاعر بزرگ فارسی سرا قرائت کردند.
استاد معلم جزو اولین شاعران معاصر بودند که در شعر خویش نامی از بیدل دهلوی آورد:
“برسخن غالب نشد چون ما معلم تا کسی
ریزه خوار خوان عبدالقادر بیدل نشد”
در شب قول و غزل عرس ششم شاه منصور شاه میرزا شاعر تاجیکستانی مقیم ایران ، محمد جواد آسمان شاعر شیرازی مقیم تهران وچندشاعر دیگرحضور داشتند که به دلیل کمبود وقت نوبت شعرخوانی به آنها نرسید.