X

آیینه در شعر بیدل


استاد عبدالعزيز مهجور-مدیر مکتب خانه بیدل در افغانستان

در فرهنگ بيدل آينه همه جا همان آينه نيست بلکه معناهاي گوناگوني دارد مثلاً در اين بيت:
نور دل خواهي غبار طبع مظلومان مباش
بايدت آيينه جايي بود کانجا آهي است
در قديم براي تشخيص زنده‌بودن يا مردن انسان آينه‌اي را جلوي دهانش مي‌گرفتند که اگر غباري بر آينه مي‌نشست نشان زندگي بود. در اين بيت اشاره به همين مفهوم شده است ولي در اين بيت:
آن جلوه که در عالم امکان بتوان يافت
در آينه بيدل معذور ببينيد
در اين جا مراد، دل است. به نظر عرفا دل، تجلي‌گاه انوار الهي است.
دل به نيرنگ خيالي بسته‌ايم و چاره نيست
ما کتاب دلبريم و دلبر اندر آينه
در آينه‌بندان حيرت بيدل همة اشعاري که در آن از واژه آينه استفاده شده را تعبير و تفسير کرده‌ام.
واژه حيرت به چند مفهوم آمده حيرت يکي از مقامات عالي تصوف است و در مفهوم حيراني هم استفاده شده است:
حسنت بدل به حيرت آيينه مي‌رسد
آخر لب خموشي ما هم سؤال داشت
 

Related

Share

Post a Comment