X

اندیشه بودیسم و هندوئیسم در شعر بیدل دهلوی

دکتر زی یانگ نگوین 

یکسان بود امداد حقیقت به ظـهور
افهام به صد وهم کند کسب شعور
یاقوت و بلور، رنگ استـعداد ست
از چشمه آفتاب جوشد هـــمۀ نور

به شهادت بسیاری از صاحب نظران یکی از آبشخورهای اصلی تصوف اسلامی، ادیان هندی و چینی است. به خصوصی فرقه های صوفیه که در شرق جهان اسلام وجود داشتند. مردم این نواحی قبل از ظهور اسلام، بودایی یا هندو بودند و تحت تأثیر همین سابقه در قرن دوم هجری آثار بودا به عربی ترجمه شده بود. کندی کتابی درباره مذهب هند به رشته تحریر درآورد و افسانه بودا وارد ادبیات اسلامی شد و او را به عنوان یکی از مقدسین و اولیا معرفی کرد. به طور مثال دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب جستجو در تصوف، ایران بودا را با ابراهیم ادهم مقایسه کرده است. مرتاضان هندی که همیشه دو نفری با هم سفر می کردند. پیشوایان مسلمان، به قول- تارا چند- چهار عهد را که عبارت از پاکی، اخلاص، راستی و فقر است و همچنین استفاده از تسبیح را از آنان فرا گرفتند. نویسنده کتاب GOIdtiher معتقد است که تصور مفهوم نجات در نیروانا- Nirvana و نظام هشتگانه آن ، تمرین های یوگا-Yoga و قبول نیروهای معجزه گر در اسلام به تعبیرهای فنا، طریقت و سلوک، کرامات و معجزه ظاهر شدند. این ادعا مخالفانی هم دارد اما به هرحال شاعران و صوفیان مسلمانی که در هند زندگی می کردند، بهترین نمونه نأثیرپذیری از دین ها و آیین های موجود در هند مثل بودیسم، تائوئیسم و هندوئیسم به شمار می رود. میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی یکی از این نمونه هاست. بیدل جدا از این که در هند زندگی می کرد و خواه ناخواه نأثیر آئین های بومی را در خود حل کرده، آدمی بوده که به خاطر ذوق محققانه و طبع جویایش آشنایی زیادی با متون آئین های هند و چین داشته است. و محققان درباره ی دوستی نزدیک او با دارا شکوه زیاد تأکید کرده اند. شاهزاده ای که علاقه بسیاری به جمع بین شیوه های مختلف سلوک داشته است و کتاب معروف او مجمع البحرین درباره همین موضوع است:
از معنی دعای بت و برهـــمن مپرس
این رام رام نیست همان الله الله هست
این بیت بیدل همین موضوع و نظر وسیع و جامع بیدل را نشان می دهد.
به این خاطر یکی از راه های ورود به دنیای پیچیده شعر بیدل پیدای کردن رد پای آثار و اندیشه های ادیان غیر اسلامی هند و چین است.
ذکر اصطلاحات ادیان غیر اسلامی:
بیدل از واژه برهمن و اسباب و وسایل زندگی برهمن و همچنین ذکر مکان عبادت برهمن ها در جاهای مختلف یاد کرده است.
خروش دیر و حرم در این ره، نمود از درد و داغم آگه
خدا پرست است و الله الله، برهمن و رام رام، برلب

بیــدل چـــه اثر وا کــشد از درد برهــمن
نیشی نگشوده است رگ سنگ و صنم را
بیــدل من و بیـــکاری و معــشوق تراشی
جز شوق برهمن صنمی نیست در ایـن جا
بیدل در این بیت ها طوری از برهمن حرف می زند که گویا از تمام زندگی و افکار آنان آگاه بوده است و به همین خاطر آن را مضمون شعر خویش قرار داده است.
پُر میافشان بر دل ما دامن زلــــف رسا
زین اداها صبح، زنار برهمن، می شود
و گاهی بیدل از موضوعات و اسامی ادیان دیگر برای بیان حرف ها و کلام اسلامی یا صوفیانه استفاده کرده است.
تنـــزیه بـــی نیـــاز است از انــقلاب تشبیه
گو برهمن، دو روزی محو صنم، برون آی

برهـمنی اگر ایـن قشقه بر جبین دارد
به صد هزار تناسخ صنم نخواهی شد
آقای سید یحیی یثربی می نویسد: حکمت برهمنان هند انسان را از طریق تأمل و اعتبار به نوعی کمال روحی دعوت می کند که رسیدن به آن کمال عامل تقرب به خداست و سالک می کوشد تا با وحدت برهمن از خود فانی شده و از راه تناسخ رهایی یابد موضوع ذکر شده هم تفسیر بیت قبل را برای ما آسان می کند و هم بیت های بعدی را برای ما آشناتر نشان می دهد.
تدبیر رستــــتگاری جاوید نیستی ست
این بحر غیر کشتی واژون پلیش نیست
بیـــــــــگانه وضعــــم یا آشنـــــاییم
ما نیستیم اوســـت، او نــ یست، مــــاییم
هـــــمه در سعی فنا پیشتر از یکدیگریم
با شرر سنگ، سبکتا ز شتاب است اینجا
یکی دیگر از مضامین که از اندیشه بودایی در شعر بیدل استفاده شده اصطلاح تناسخ است در مذهب بودایی تناسخ یک اصل قطعی است که معمولاً یک دوره 2500 ساله دارد. بسته به اعمال شخص روح مرده بعد از 41 روز، برای اولیا حتی زودتر به بدن یک موجود جاندار دیگر وارد می شود. بودائیان معتقدند که انسان تا تناسخ را طی نکرده است، به کمال ( نیروانا) نمی رسد.چنان که این بیت از بیدل اشاره به همین موضوع دارد. ب
به صد هزار تناسخ صنم نخواهی شد

پستی طبع که چون آبله ی پا از لیست
گر تناسخ زند او رنج نگردد هـــرگز

در مزار اهل جهان صد تناسخ است نهان
طفل، شیر نخورد خون، دوباره خون نشود

یکی دیگر از اصطلاحات سلوک بودا، ریاضت است، هدف ریاضت و تصوف هندی، رهایی از بدبختی و نکبت های رنج زندگی، چه زندگی دنیوی سراپای شوم و منشأ بدبختی و رنج است. اگر چه در تصوف اسلامی ظاهراً این موضوع کمی متفاوت است.
گر به میدان ریاضت کهربا دعــوی کند
کاه گیرد در دهن از چـرم رنگ زرد ما
به اصلاح فساد جسم سامان ریاضت کن
نم لغزش، به خشکی می توان برداشت از گل ها

یکی دیگر از اصطلاحات بودایی فناست، آقای دکتر غنی در کتاب تاریخ تصوف، اعتقاد فنای فی الله را مقتبس از افکار هندی می داند. و در کتاب
Buddhist Daisett Teitaro Sutuki Cheistian and
آمده است که در تعالیم هندی فنا، هدف نهایی و آخر منزل مقصود است. اگر چه در تصوف اسلامی جز موارد اندکی که منظور از فنا، فنای ذات است، اکثراً منظور فنای صفات و به معنای صفات بشری است.
تدبیر رستـگاری جـــاوید نیستی است
این بخر غیر کشتی واژون پلیش نیست

باغ هستی نیست جز رنگی که گرداند عدم
ما و این پرواز تا هر جـــا پر افشاند عــــدم
یکی از مفاهیم دیگر در شعر بیدل که جزو تعالیم بودا به شمار می رود شهوت است، در آئین بودا سلوک دارای سه مرتبه است.
1- تزکیه بر اساس دوری از شهوات
2- اشراق که زمانی دست می دهد که سالک صفات عالی را خلق و خوی خویش قرار دهد.
3- اتصال و آزادی از قوانین طبیعت
طبع شهوت نسب از سیر گریبان، عاریست
گردن خر، سر تحقیق به آخر دارد
به فسانه هوس آن قدر
چو غبار انجمن سحر نفسی شمار و هوا طلب
یکی دیگر از موتیف های شعر بیدل و در عین حال اندیشه بودایی مفهوم خیال است. جز در شعر بیدل، در شعر باقی شاعران زبان فارسی کمتر به خیال و وهم به عنوان یک رمزگان پرداخته شده است. در کتاب ریگ وداـ RigVeda یکی از تمثیل های معروف بودا، فیل در خانه تاریک است. مولانا و سنایی هر دو آن را بازسرایی کرده اند. بودا این تمثیل را برای انتقاد از تنگ نظری و غفلت بدکیشان و مرتاضان یادآور شده است. مولانا و سنایی آن را برای منظوری دیگری یعنی حقیقت نسبی به کار بردند. اما هدف بودا بیشتر و هم آلود بودن زندگی است. در آئین های واسود و کریشنا و کیش وبرهاگاواتا پدیده های جهان خیال توصیف شده اند. بیدل نیز جایی درباره جهان می گوید:
درباره جهان می گوید:
جهان گل کرده تنهایی اوست
نـــدارد فرد تنها جــز خیالات

دو روزه، فرصت وهمی که زندگی نام است
گر از هــوس گــــذری بی ملال می گذرد
بیدل ابیات با این مضمون فراوان که شرح آن و توصیف مرزهای عالم وهم و خیال بیدل و تأثیر آن از آئین بودا احتیاج به فرصتی مفصل تر دارد. و سرانجام یکی از مهمترین مفاهیم اندیشه بیدل مفهوم وحدت وجود است. در کل ادیان مکاتب هندی به استثنای آئین بودا به اصل و جوهر ثابتی در پس مظاهر و ظواهر ناپایدار عالم اعتقاد وجود دارد، که از آن با عباراتی از قبیل ـ آتمان ـ روحی که خدا (برهمن) آن را آفریده، جیوا و پورورشا یاد شده است.
در دوران ودایی گفته اند: هستی یکی است و شعرا آن را بسیار گویند و کریشنا درباره خود می گوید تری آب ها منم، روشنایی خورشید و ماه منم، و بین الفاظ و اسم اعظم منم، حیات همه موجودات منم، با این که تمام موجودات و کائنات و جهان هستی تجلیات صفات بی حد و مرز من است ولی صورت ناپیدای من به تمام این عالم محیط است و تمام موجودات در من مستقرند ولی من در آن ها قرار نیافتم.
بیدل می گوید:
بیگانه یا آشناییم
ما نیستیم اوست، او نیست ماییم.
هستی همان عدم بود
نی کیفی و نه کم بود
در هر لـــب دهــاتی
مـن داشته است اویی

به نــــمو سری ندارد گل باغ کـــبربایی
ندمیده ای به رنگی که بگویمت کجای
ای مرکز جــــــمعیت پرگار حــــقیقت
گر از همه سو جمع کنی دل، همه سویی

بیدل من و ما از تو به بال چه خیال است
هر چـــند تو او نیستی آخــر نه از اویی

نیست ساز هستی ام تنها دلیل جـــــلوه ات
با عدم هم گر شدم، هم دوش دانستم تویی

یکی از مهمترین کتاب ها در فرهنگ هند که قدیمی ترین متن وحدت وجود به حساب می آید، کتاب آوادوتا گیتا اثر منظوم داتاتریا است. این کتاب در هشت بخش تألیف شده است و من سعی می کنم بین این هشت بخش و شعر بیدل مقایسه کنم.
کارتیکای راهب یکی از شاگردان داتاتریا این بخش ها را شرح داده است. در عین حال ما با هم هشت بهره ای را که دارای گفتارهای رمزآمیز و عارفانه است بررسی می کنیم.
بخش اول درباره ی یکتا بودن هستی و خداست. عرصه مادی و دنیوی که در این بخش از پنج عنصر (خاک،آب، آتش، هوا، اثیر) ساخته شده است. مطرح شده است، در ضمن شناختن این عناصر دانش بسیار مهمی به شمار می آید، آنچه باعث رستگاری انسان می شود همین دانش اساسی و اصلی است. بخش دوم نقش استاد در آموزش یکتا گروی و پاک کردن روح از شائبه های زندگی مادی مطرح شده است. شاگردان از استاد یاد می گیرند که چگونه از لذت های حواس درگذرند. همچنین از نمودگارهای استاد سر در می آوردند که ذکر به برطرف کردن موانع درونی درک حقیقت یاری می دهد.
در بخش سوم سالک که اکنون در راه طلب یاد می گیرد که نیایش شیوا (خداوند) که فارغ از چونی و بی چونی، عاری از صفات و فراتر از وهم و گمان است.

در بخش چهارم سالک برای مراقبه ناگزیر، روی گرداندن و دوری کردن کردن همه الزامات و دستورالعمل در پیش می گیرد. همچنین مسأله شناخت خود در این بهره هم مطرح شده است. اگر سالک خود را می شناسد و از تمایزاتی مانند بندگی و آزادی، وحدت و جدای، دانایی و جهل، چیزهای جز این گذرد، همه آداب و آئینهای عبادی معنا و مفهوم خود را از دست می دهد.
در بخش پنجم بادآوری می شود که در ذکر چون – اوم – (نام خداوند به لقب برهمن) رعایت و مراقبت باید صورت بگیرد. چون که – اوم – صدای قدسی و آغازینه ی کائنات است. این واژه همان لقب برهمن است. مسئله حقیقت یکسان بودن بین درد و خوشی ثابت شده است. میان شکل و بی شکلی، زمان و بی زمان، زشتی و زیبایی بر اساس حواس متغیر آدم که درک محدود دارد.
بخش ششم: همه گیتی سراب بیان شده است. ذهن (در معنای خود) همان حقیقت نافذ و فنا ناپذیر است.
بخش هفتم یاد می دهد که انسان به چنین دریافتی رسیده، انسان رستگار مهم نیست که در پوشش چرکین باشد، او از اعتبارات حیات نسبی ناپایادار عاری است.
تنم ز بند لباس تـــکلف آزادست
برهنگی به تنم خلعت خدادادست
بخش هشتم: صفات انسان رستگار، بحث می شود که خود انسان، عین صفات حق است و مثل حق پاک از آلایش است.
آن طرف احتیاج، انجمن کبریاست
چون ز طلب در گذشت بنده خدا می شود.

منابع مقاله:
تحقیق در سیر تکاملی و اصول و مسائل تصوف
1- عرفان نظری، دکتر سید یحیی یثربی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ چهارم1380
2- ادیان و مکتبهای فلسفی هند، جلد اول، 2 جلد، داریوش شایگان، انتشارات امیرکبیر تهران، 1383 چاپ
3- تاریخ جامع ادیان. جان بایرناس. مترجم علی اصغر حکمت. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. تهران 1384. چاپ پانزدهم.
4- آئین هندو و عرفان اسلامی. داریوش شایگان. ترجمه جمشید ارجمند. نشر و پژوهش فرزان روز. تهران 1384.چاپ دوم.
5- جستجو در تصوف ایران. تألیف دکتر عبدالحسین زرین کوب. موسسه انتشارات امیرکبیر تهران 1385. چاپ هشتم
6- بحث در آثار و افکار و احوال حافظ. تاریخ تصوف در اسلام جلد دوم. تألیف دکتر قاسم غنی. چاپ ششم. فروردین 1374. انتشارات زوار
7- سرود رستگاری کهن ترین متن وحدت وجود. گزارش فارس. قاسم هاشمی نژاد. اثر منظوم داتاتریا. انتشارات ثالث.چاپ اول.1383
منابع انگلیسی:
1- Mysticism Christian and Buddhist by Daisett Teirato Sutuki.Vomm twelve by the world Perspective series: newyork Harper and Brothers publshers



 

Related

Share

Post a Comment